بسم الله
شايد شما هم شنيديد کهفردي خدمت پيامبر اعظم(ص) رسيد و گفت يک مهماني مختلط در شهر برگزار ميشود که در آن شراب مصرف مي شود و مردم مشغول لهو لعب هستند،در آن هنگام خليفه دوم که آنجا حضور داشت از پيامبر اذن خواست تا به آنجا برود و همه
آنها رو قلع و قمع کند...اما ايشان اجازه چنين کاري به خليفه دومندادند و از حضرت علي (ع) در خواست کردند که به آن مکان بروند و موضوع را پيگيري کنند...امير(ع) به آنجا رفت اما قبل از ورود چشمان خود را بست و يا الله،يا الله گويان داخل شد...حضرت چشمان خود را تا زماني که آخرين نفر از آنجا خارج نشده بود باز نفرمود....وقتي نزد پيامبر(ص) بازگشت؛پيامبر فرمود علي جان چه ديدي؛علي(ع) فرمود آقا جان از زماني که چشمان خود را باز کردم آنجا کسي را نديدم...
حال با توجه به اين چنين حرکتي که مولاي متقيان(ع) سراغ داريم در عجبم آنهايي که دم از شيعه بودن ميزنند چه طور به خود اجازه ميدهند تا با ديدن کوچکترين خطا از يک نفر که او هم نام شيعه امير المومنين را يدک ميکشد آبروي او را بريزند....اي کاش همه ما اول به خود سازي مشغول ميشديم و بعد به تجسس در کارهاي ديگران مشغول ميشديم
در هرحال يه سفارش رو از اين برادر کوچيک تر خودتون بپذيريد وکمتر به دعوا با هم بپردازيد و باهم متحد باشيد و به جاي ديدن نقاط ضعف به فکر
پيدا کردن راه حل براي مشکلات موجود کنيد
ياعلي